تبیین عناصر تشکیل دهنده جرم سرقت

تبیین عناصر جرم سرقت :

همانطور که میدانیم هر فعل مجرمانه باید دارای سه رکن اصلی باشد که نقص در هر یک از این ارکان باعث متزلزل شدن فعل مجرمانه میگردد. این سه رکن عبارت هستند از :

1- رکن مادی             2- رکن معنوی یا روانی                 3- رکن قانونی

 

 

عناصر تشکیل دهنده جرم سرقت :

 

1-    عنصر قانونی جرم سرقت :

 در قانون سال 1304 مواد 222 تا 230 قانون کیفر همگانی این موضوع مطرح بود وهمین مواد در سال 1352 نیز تکرار شد. در حال حاضر مواد 197 تا 203 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 ومواد 651 تا 677 قانون مجازات اسلامی موصب سال 1375 به این موضوع می پردازد.

 

2-عنصر مادی :

عنصر مادی جرم سرق از چند جزء تشکیل شده است:

اول: فعل مرتکب که عبارت است از ربودن ترکیبی وضع ید بر مال دیگری(شیء دیگری) و خارج ساختن مال از تصرف او .

دوم: موضوع جرم سرقت است که در اصل مال است ومالیت مورد اهمیت است بخصوص در سرقت های حدی. ولی در سرقتهای غیر حدی یعنی سرقت تعزیری میتواند شی ء باشد که این مال یا شیء باید چند وجه داشته باشد که اولا قابل تملک باشد و دوما قابل انتقال باشد.

قابل تملک اعم از اینکه برای خود فرد ارزش داشته باشد یا خیر و قابل انتقال باشد یعنی بشود آنرا جابه جا کرد پس نتیجه میگریم که سرقت در مال غیر منقول وجود ندارد. این مال مورد سرقت که  باید قابل تملک باشد یک ویژگی دیگری هم دارد که باید متعلق به دیگری باشد نه متعلق به سارق.

سوم: تحقق مجرمانه فعل سرقت در خارج. یعنی عنصر مادی جرم سرقت -که عبارت است از خارج ساختن مال غیر، بصورت غیر قانونی از تصرف متصرف - باید به نوعی درخارج محقق شود. مثلا بردن مال غیر نتیجه مجرمانه سرقت است.

 

3-   عنصر معنوی:

عنصر معنوی عبارت است از:

الف: سوء نیت عام یا قصد فعل که همان قصد و عمد در ربودن می باشد که یعنی عمل ربایش را باید با قصد انجام دهد.

ب: قصد نتیجه یا سوء نیت خاص که همان تصمیم بر بردن مال دیگری است.

ج: علم وآگاهی نسبت به اینکه مال متعلق به دیگری است.

د: در سرقتهای حدی گذشته از سه جزء یاد شده در عنصر معنوی، جزء چهارمی نیز وجود دارد وآن عبارت است از علم وآگاهی به حرام وغیر قانونی بودن سرقت. بنابراین می توان مدعی شد که در سرقت های غیر حدی فقط شبهه موضوعیه رافع مسئولیت است لکن در سرقتهای حدی هم شبهه حکمیه وهم شبهه موضوعیه رافع مسئولیت می باشد.

در مباحث بعدی به شرح انواع سرقت پرداخته خواهد شد.

قانون مجازات اسلامی(5)

ماده ۲۶ تا ۳۹ قانون مجازات اسلامی

برای استفاده بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

ایرادات دادرسی(2)

ایراد اول: ایراد عدم صلاحیت:

ایراد کننده مدعی است که دعوی در دادگاه صالح مطرح نشده است.

در بحث صلاحیت ما دو نوع صلاحیت داریم  اول صلاحیت ذاتی و دوم صلاحیت نسبی که شامل صلاحیت محلی هم می شود.

نکته مهم در ایراد عدم صلاحیت این است که ما کاری با صلاحیت قاضی یا دادیار یا بازپرس نداریم بلکه بحث بر روی صلاحیت دادگاه می باشد.

ملاک تعیین صلاحیت برای دادسرا ها تاریخ تقدیم دادخواست است. در دعاوی مال منقول دادگاهی صالح است که محل اقامت خوانده در آن است. مثلا اگر آقای علی اقامتگاهش در تهران است ودعوایی علیه او در شهر دیگری مطرح شود اولین ایرادی که آقای علی میتوانی بگیرد ایراد عدم صلاحیت است.

 

ایراد دوم: ایراد سبق طرح دعوی:

ایراد سبق طرح دعوی یا ایراد طرح دعوی موضوع بند 2 ماده 84 ق.آ.د.م:

وقتی خواهان دعوی را در دادگستری مطرح می کند در جریان رسیدگی همان دعوی یا دعوی مرتبط با آنرا مجدا مطرح کند، دعوای دوم اعم از اینکه در همان شعبه و یا شعبه هم عرض دیگر رسیدگی شود مشمول ایراد سبق طرح دعوی است.

 

ایراد سوم: ایراد عدم اهلیت:

ایراد عدم اهلیت موضوه بند 3 ماده 84 ق.آ.د.م :

خواهان دعوایی را طرح کرده وخوانده می گوید او اهلیت قانونی برای طرح دعوی را ندارد. مثل اینکه صغر سن داشته باشد یا برای دعاوی مالی غیر رشید باشد. از دیگر مصادیق عدم اهلیت خارجیان مقیم ایرن است نسبت به تملک مال غیر منقول مازاد بر سقف تعیین شده قانون.

 

ایراد چهارم: ایراد عدم توجه دعوی:

ایراد عدم توجه دعوی موضوع بند 4  ماده 84 ق.آ.د.م :

 ایراد عدم توجه دعوی نسبت به خوانده یعنی اینکه خوانده دعوی مدعی است که دعوی مطرح شده متوجه من نیست.

 

ایراد پنجم: ایراد سمت:

ایراد سمت جایی مطرح می شود که ایراد کننده به سمت خواهان ایراد میکند. مثلا فردی آمده و خود را وکیل خواهان عنوان نموده است و حال رابطه وسمت او محرز نیست واز طرف خوانده اشکال می شود. یا مثلا کسی وکیل فردی شده ولی وکیل دادگستری نیست اینجا باز هم ایراد سمت مطرح می شود.

 

ایراد ششم: ایراد امر مختوم:

در این ایراد خوانده دعوی اعلام می کند که که این دعوی بین این اصحاب دعوی رسیدگی و نسبت به آن حکم صادر شده است.اگر ایراد امر مختوم نبود فلسفه صدور حکم از بین می رفت.

نکته: فرق این ایراد با ایرادات قبلی در این است که ایرادات قبلی دادرسی را خاتمه نمی داد ولی این ایراد دعوی را خاتمه می دهد ودیگر دعوی قابل رسیدگی نیست.

قانون مجازات اسلامی(4)

ماده ۲۲ تا ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی

برای استفاده بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

قانون مجازات اسلامی(3)

ماده ۱۲ تا ۲۲ قانون مجازات اسلامی

جهت استفاده بر ر.وی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

قانون مجازات اسلامی(2)

مواد ۵ تا ۱۲

جهت استفاده بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

قانون مجازات اسلامی

ماده ۱ تا ۵ به انضمام نظریات وآرای دیوان عالی کشور
ادامه نوشته

ایرادات دادرسی

آیین دادرسی مدنی

ایرادات دادرسی

وقتی خواهان  دعوایی را مطرح می کند، خوانده دعوی در برابر طرح دعوا عکس العمل نشان می دهد.

بهترین عکس العمل این است که تسلیم میشود و دعوی را می پذیرد.

حالت بعد این است که دعوی را  نفی یا انکار می کند

گاهی می آید ودفاع میکند یعنی نفی نمیکند بلکه به دفاع می پردازد.

گاهی علاوه بر دفاع وارد دعوای متقابل می شود ودعوایی را علیه خواهان طرح میکند ولی گاهی خوانده دعوی هیچکدام را انجام نمی دهد بلکه طرح ایراد میکند.

طرح ایراد عملی است که در دادرسی صورت میگیرد که نه نفی است ونه دعوای متقابل ونه دفاع.

تعریف طرح ایراد:

طرح ایراد یعنی ایراد کننده، دعوی را به کیفیت مطرح شده قابل طرح وپاسخ نمی داند. اگر ایراد رفع شد دادرسی ادامه می یابد ولی اگر ایراد رفع نشد دادرسی عملا منتفی میشود.به عبارت دیگر ایراد کردن مقدمه دفاعی است که خوانده را موقتا یا بطور کلی از دفاع معاف میکند.

در بخش های بعدی به انواع ایرادات پرداخته خواهد شد.